خانه باید امن باشد

   نویسنده: مرتضی رجائی خراسانی

     در واکاوی مسئله «خشونت خانگی» باید گفت که هر چند زنان آسیب پذیرتر هستند؛ اما مردان نیز در امان نیستند. «خشونت خانگی» می تواند برای هر کسی اتفاق بیوفتد. مشکلی که هنوز در جامعه وجود دارد این است که این جرم از سوی اعضای خانواده اغلب نادیده گرفته شده و یا تکذیب می گردد. گاهی نیز با مقصر جلوه دادن قربانی، مجرم را تبرئه می کنند که این امر بیشتر زمانی اتفاق می افتد که فرد مورد آزار و اذیت روانی واقع شده باشد. موضوع مهم این است که هیچ کس نباید با ترس در خانه زندگی کند. اگر فردی در خانه احساس ترس از شریک زندگی خودش داشته باشد و یا این احساس در او شکل گرفت باشد که دیگری رفتار وی را دائما تحت نظر دارد، در این خانه رابطه نا سالمی وجود دارد که در آن فردی با تحقیر فرد دیگر، در وی احساس «بیزاری»، «درماندگی» و «ناامیدی» به وجود می آورد. نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که همیشه اوج خشونت در اعمال خشونت فیزیکی نیست؛ گاهی خشونت عاطفی نیز به همان اندازه مخرب است. افراد معتاد این نوع خشونت را در رابطه با شریک زندگی خود اعمال می کنند. بعد دیگر خشونت خانگی اعمال «خشونت اقتصادی» علیه طرف مقابل است که به صورت سوء استفاده مالی مطرح است. در این رابطه فرد دیگری را به کمک هزینه ناچیزی محدود کرده و یا مانع از اشتغال وی می شود. گاهی نیز امور مالی را به شدت کنترل کرده و یا از پول دیگری دزدی می کند. گاهی شاهد آن هستیم که فردی تلاش می کند تا بر شریک زندگی اش تسلط کامل داشته باشد و یا او را کنترل کند. شخصی در این رابطه دیگری را مورد آزار قرار می دهد، او را تهدید به صدمه رساندن به خودش و یا نزدیکانش می کند تا بتواند قربانی را وادار به سکوت کند. شواهد نشان می دهند که این نوع خشونت در تمامی محدوده های سنی، نژادی و سطوح مختلف اقتصادی رخ می دهد. هرچند، زنان و دختران بیشترین قربانیان این نوع خشونت هستند، اما مردان و پسران نیز، به ویژه از نظر کلامی و عاطفی مورد آزار قرار می گیرند.

     به طور کلی، در «خشونت خانگی» اعمال رفتار توهین آمیز آگاهانه صورت می گیرد و قربانی هیچ تسلطی بر شرایط ندارد. در این شرایط فرد دیگری را از دیدن خانواده و یا دوستان محروم می کند تا تسلط بیشتری بر وی داشته باشد و یا او را از رفتن به مدرسه یا محل کار منع می کند. اگر مطابق میل این افراد رفتار نشود، این احساس را در قربانی به وجود می آورند که او نقص های زیادی دارد و ناتوان است. در این رابطه «توهین» و «سوء استفاده» حربه فرد علیه قربانی است. این افراد اگر در نهایت نتوانند دیگری را متقاعد به ماندن در کنار خود بکنند، او را تهدید به خودکشی و یا کشتن فرد یا عزیزانش می کنند. این مورد خاص در میان معتادان بسیار رواج دارد. پیام این افراد مشخص است، اگر از آنچه که من می گویم اطاعت نکنی؛ منتظر عواقب خشونت بارش باش.

      خشونت خانگی، علاوه بر صدمات جبران ناپذیری که به شخص وارد می کند، اثرات نا مطلوبی نیز در جامعه به جای خواهد گذاشت و سلامت روانی و جسمی نسل آینده را تهدید خواهد کرد. واقعیت این است که رفتار توهین آمیز در یک خانواده از هیچ کس – خواه مرد باشد یا زن؛ خواه سالمند باشد یا نوجوان-  پذیرفته نیست. همه افراد یک خانواده باید بدانند که شایستگی احترام را دارند و خانه باید مکانی امن برای آنان باشد. آزار یک فرد در خانه به هر شکلی منجر به بروز اضطراب و افسردگی  در فرد و در نهایت ایجاد احساس پوچی و تنهائی می شود. زنان و مردان، هر دو جنس؛ باید بدانند که از حمایت پلیس و قانون برخوردار هستند و نیاز است تا مردان نیز مانند زنان از پشتیبانی و حمایت کافی برخوردار باشند. زمان آن فرا رسیده است که سکوت در این زمینه شکسته شود و شرایط طوری فراهم شود که افراد بتوانند به راحتی در مورد خشونتی که در آن بوده و یا هستند، صحبت کنند. باید اشاره کرد که «خشونت خانگی» یا همان «خشونت خاموش» اثرات نا مطلوبی بر اقتصاد یک جامعه به جای می گذارد. طبق تحقیقات جدید بانک جهانی، خشونت خانگی بار اقتصادی مضاعفی بر افراد، خانواده ها، شرکت های خصوصی و بخش های دولتی جامعه از طریق هزینه های خدمات بهداشتی و درمانی برای درمان قربانیان، از دست دادن کارآئی قربانی و یا ایجاد معلولیت در وی که معمولا با از دست دادن شغل و بیکاری همراه است؛ تحمیل می کند.  

    بر اساس پژوهش مؤسسه ملی سلامت CNBI ، غیبت افراد از محل کار به دلیل خشونت های خانگی در «اوگاندا» و «بنگلادش»، به ترتیب ۸۷.۷۶ میلیون دلار و ۲۶۲ میلیون دلار در سال ۲۰۱۲ خسارت به این کشورها تحمیل کرده است که معادل ۱.۳ درصد تولید ناخالص ملی این کشورهاست. در «بنگلادش» این مبلغ معادل ۶۰ درصد از بودجه ای است که به آموزش و پرورش تخصیص یافته و ۴۰ درصد بودجه ای که به حوزه بهداشت و سلامت اختصاص داده شده است. باید تأکید کرد که ادامه «خشونت خانگی» به معنای تخلیه بخش قابل ملاحظه ای از منابع اقتصادی یک کشور است. این امر توسعه کشورها و فقر زدائی از آنها را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. در آمریکا نیز هزینه ای که خشونت خانگی به اقتصاد کشور تحمیل می کند، بیش از ۵.۸ میلیارد دلار در سال است که حدود ۴.۱ میلیارد دلار از آن صرف مراقبت های درمانی و پزشکی شده و نزدیک به ۱.۸ میلیارد دلار نیز به سودآوری محصولات ضرر وارد می کند.