ناآگاه یا مستأصل!

   نویسنده: سهراب باتمانی

 

     در عهد قاجار زمانی که وبا گسترش یافت محمدتقی خان امیرکبیر دستور به آبله کوبی (واکسیناسیون) داد، اما بسیاری از مردم طبق این باور که آبله کوبی باعث جن زدگی می شود از آن خود داری کردند و بسیاری تلف شدند که در نهایت منجر به گریه امیر شد.هم اینک و در عصر حاضر با تمامی پیشرفت‌ها در عرصه‌ی امکانات آموزشی و فعالیت گسترده رسانه‌های حقیقی و مجازی، آیا عامل اصلی رعایت نکردن نکات بهداشتی و پیشگیری از کرونا، ناآگاهی است؟ از یک رو با کمال تأسف آنچه که در تجربه روزمره شاهد آنیم بر این امر صحه می‌گذارد که هنوز عده‌ی بسیاری از افراد جامعه نسبت به بسیاری از امور از جمله رعایت نکات بهداشتی و اهمیت آن آگاهی لازم را ندارند، اما ریشه‌ی این ناآگاهی در کجاست؟ همان‌طور که بوردیو اشاره دارد، ریشه این ناآگاهی را می‌توان در نظام نابرابر آموزشی جست‌وجو کرد که خصلتی طبقاتی دارد، یعنی نه تنها دسترسی به مسیر آموزش، دانش و آگاهی برای طبقات بالای جامعه هموارتر است؛ بلکه نظام آموزشی در کلیت خود زیر سلطه و در خدمت آنان عمل می‌کند. بنابراین می‌توان گفت که مسائل مرتبط با آگاهی از مسائل بهداشتی و حوزه سلامت نیز در کلیت خود، رویه‌ای طبقاتی دارد. از آنجا که طبقات برخوردار دارای سرمایه‌های اجتماعی، مالی، فرهنگی و نمادین بیشتری هستند و تا حد زیادی زندگی و امور روزمره شان قابل پیش‌بینی و کنترل است، پدیده‌های ناشناخته، از جمله بیماریی همچون کرونا سبب گردیده که این طبقه با احساس ریسک و حساسیت بیشتر نسبت به این مسائل ناشناخته که سرمایه‌ها و انباشته‌های آنان را تهدید می‌کند، روبرو شوند. اما این تمام ماجرا نیست، از روی دیگر در واقع، طیف بزرگی از افرادی که در کوچه و خیابان و در سطح بازار با آنها مواجه هستیم، همان اکثریت طبقات کمتر برخوردار جامعه هستند که از منظر آنان آنچه مهم، قابل پیگیری و در اولویت قرار می‌گیرد، غالباً دانش و مهارت و تجربیاتی است که برای برطرف شدن معیشت روزمره شان کارکرد ملموس و مستقیمی دارد. نتیجتاً زمان کافی، انرژی و اهمیت لازم را برای رسیدگی به مسائل دیگر از جمله مطالعه و جستجو در منابع علمی و یا پیگیری اخبار و رویدادهای بهداشتی، زیست محیطی و… در دسترس خود نمی‌بینند. برای طبقات پایین جامعه کار، نان و معیشت در اولویت قرار دارد. به عبارت دیگر مسأله عدم رعایت مسائل ایمنی و خود مراقبتی قبل از آنکه به آگاهی افراد مرتبط باشد به تلاش برای رفع نیازهای اولیه روزمره ارتباط دارد، پس معیشت و برطرف کردن نیازهای اولیه بر آگاهی و سلامت به عنوان ضرورت های دسته چندمی غلبه می‌کند. بنابراین، بسیاری با فرض وجود آگاهی از خطرات و لزوم رعایت نکات بهداشتی نیز به ناچار خود را در معرض خطر قرار می‌دهند که نهایتاً در سطح جامعه به نوعی احساس درماندگی، مستأصل شدگی و تقدیرگرایی فراگیر (هرچه بادا باد) منجر گردیده است.