جهانی عاری از ترس و خشونت برای زنان و کودکان بسازیم!

   نویسنده: مرتضی رجائی خراسانی

 

        خشونت علیه زنان نقض حقوق بشر است. ۱ زن از میان ۳ زن در سرتاسر دنیا خشونت «فیزیکی» یا «جنسی» را تجربه کرده است. خشونت علیه زنان و کودکان اجتناب ناپذیر است اما می توان از آن جلوگیری کرد. به رغم موفقیت های جهانی که در این زمینه به دست آمده است، هنوز خاتمه دادن به خشونت علیه زنان و کودکان با چالش های جدی همراه است. متأسفانه خشونت علیه زنان همچون یک بیماری واگیردار جهانی است. می توان گفت که ۳۵ %  از زنان و دختران جهان در دوران زندگی خود خشونت را تجربه کرده اند. خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی، سنی و جغرافیایی وجود دارد. اما در برخی از گروه ها شایعتر است. خشونت بازتابی از حس پرخاشگری است. زنان در زندگی خود چهار شکل خشونت شامل: «فیزیکی»، «روانی»، «اقتصادی» و «جنسی» را تجربه می کنند. «خشونت فیزیکی»، همان‌طور که از نامش پیدا است، آزار و اذیت جسمانی است که این نوع خشونت ممکن است برای همه زنان رخ دهد. «خشونت روانی و کلامی» نوع دیگری از خشونت است که در خانه علیه زنان استفاده می شود. خشونت دیگر، «خشونت اقتصادی» است. قاچاق زنان، به منظور بهره برداری جنسی نیز یکی از مصادیق خشونت علیه زنان و دختران جوان است. روانشناسان می‌گویند، مردانی که از کودکی در خانواده شاهد خشونت علیه زنان خانواده بوده اند، در بزرگسالی بیشتر مرتکب خشونت علیه همسران خود می شوند. مردان بی حوصله، وابسته و متزلزل و کسانی که از احساس بی کفایتی رنج می برند، بیشتر علیه زنان مرتکب خشونت می شوند.

    در ایران با وجود حمایت های بسیاری که از سوی قانون برای زنان وجود دارد، اما متأسفانه؛ آمارهای پزشکی قانونی اعمال خشونت علیه زنان را نشان می دهند. در پاره ای از موارد؛ برخی مردان حتی از استقلال مالی همسران خود جلوگیری کرده و یا در اموال شخصی آنها دخل و تصرف می کنند.  آنان گاهی با تهدید به «طلاق» یا «ازدواج مجدد» از زنان بیگاری می ‌کشند و  از او در انجام کارهایی که مربوط به او نیست، مانند: مراقبت از پدر یا مادر شوهر سوء استفاده می کنند.

و اما….

     در مورد خشونت علیه کودکان باید گفت که، با وجود اینکه اعمال خشونت علیه کودکان عملی غیر انسانی است، ولی متأسفانه گاهی ریشه در فرهنگ برخی از جوامع دارد. در سال ۲۰۰۶، سازمان ملل مناطق «غرب آفریقا»، «کارائیب»، «آمریکای مرکزی»، «آمریکای جنوبی» و «آسیای جنوبی» را برای جلوگیری از خشونت علیه کودکان، تحت پوشش قرار داد. هر چند پیشرفتهایی حاصل شد، اما این پیشرفت خیلی آهسته و بیش از حد پراکنده بود. باید گفت که همه کودکان در معرض خشونت هستند، اما آسیب پذیر ترین کودکان کسانی هستند که در معرض بیشترین خطر خشونت هستند مانند: «کودکان معلول»، «کودکانی که مهاجر هستند»، «کودکانی که در فقر و محرومیت زندگی می کنند»، و «کودکان خیابانی». در نظر داشته باشید که برای اطمینان از حقوق کودکان بایستی به توسعه پایدار کشورها اهمیت داد. پژوهشها نشان می دهند که ارتباط معنی داری بین فقر در یک جامعه و سوء استفاده از کودکان در آن جامعه وجود دارد. در این جوامع نرخ بالایی از کار کودکان گزارش شده است و این در حالی است که نرخ حضور کودکان در مدارس پایین است. اینجا رشد اقتصادی یک جامعه و تأمین امنیت و ثبات منطقه، در جلوگیری از خشونت علیه کودکان اهمیت ویژه ای دارند؛ هرچند باید اعتراف کرد که خشونت علیه کودکان در هر جامعه ای با هر سطح اقتصادی می تواند صورت گیرد. آنچه که مسلم است حذف خشونت علیه زنان و کودکان فردایی بهتر برای دنیا رقم خواهد زد. به طور حتم آسیب رساندن به آنان، بر نسل آینده تأثیر سوء خواهد گذاشت و رهایی از آن جز با هماهنگی عمل و اقدام همه جانبه از سوی جهانیان امکان پذیر نخواهد بود. باشد که روزی شاهد جهانی عاری از خشونت و ترس برای زنان و کودکان در سراسر دنیا باشیم.