به اعتلای کشورمان معتقدیم

دکتر جهانگیر رأفت

   دکتر فاطمه رجبی پور-پژوهشگر و استاد دانشگاه تهران

 

     دکتر جهانگیر رأفت یکی از اساتید برجسته فوق‌ تخصص آنکولوژی ایران در سال ۱۳۹۹ و در سن ۷۶ سالگی درگذشت. دکتر رأفت دارای بورد تخصصی مدیکال آنکولوژی از دانشگاه کلمبیا در نیویورک بود. دکتر رأفت در مصاحبه‌ای در سال ۱۳۹۸ با عنوان “نترسید، سرطان درمان دارد،” گفت: به‌ این‌ علت سرطان‌ شناسی را انتخاب کردم که آن موقع کسی در ایران از این رشته آگاهی نداشت و بیماران مبتلا به سرطان گمراه بودند و نمی‌دانستند به چه پزشکی مراجعه کنند. دکتر رأفت همیشه میگفت: “شکی ندارم که آینده درمان سرطان متعلق به ایمنی‌ درمانی و ژن‌ درمانی است و این نوع داروها جای داروهای فعلی را خواهند گرفت. استاد رأفت انسانی بزرگ، اندیشمند، با مرام و غیر وابسته به هرگونه نظام سیاسی و غیر اخلاقی بود. این انسان برجسته در سایه علم و منش انسانی همیشه حرف اول درمانی را در انستیتو کانسر امام خمینی میزد و همه هدفش خدمت به بیمار بود. برایش وزیر وکیل و فقیر در مقابل بیماری فرقی نداشت. در جهت راه اندازی بخش آنکولوژی اطفال  برای من علیرغم کارشکنی های فراوان سنگ تمام گذاشت، زیرا به این باور رسیده بود که هدف من خدمت به مردم است و هیچ گونه انگیزه مادی یا اوج گیری رقابتی در کارم نیست. واقعاً روحش شاد که مدیر لایق و ریز بینی بود. وقتی میدید که من هم خلاف موج حرکت میکنم و بیماران را از بخش خصوصی  به خاطر هزینه های زیاد به بخش دولتی می برم و شبانه روز در کنار بیمارانم حضور دارم، نهایت همکاری را در راه اندازی  این بخش کرد. ولی به محض بازنشستگی این انسان فرهیخته و غیر وابسته بخش دگرگون شد. بیماران لاعلاج هر سه تا چهار روز یکبار ویزیت می شدند و اندکی که متعهد به سوگندنامه پزشکی بودند و خواهان همدلی و اجرای قوانین بودند، از سیستم به هر شکلی خارج شدند. حتی در این شرایط، این انسان بزرگ علیرغم بازنشستگی؛ روزهای یکشنبه هر هفته را برای بیماران قدیمی و وابسته درمانگاهش حفظ کرد. روزی که من به عنوان بیمار خدمتش رسیدم، اولین سؤالی که از من پرسید این بود: “خب، بخش آنکولوژی اطفال چگونه اداره میشود؟ در جواب سکوت کردم. گفت: بگذریم و متأثر شد. این انسان بزرگ که همه فکر میکردند روحیه خشک و خشنی دارد، اشک در چشمانش جمع شد و ناراحت از اینکه باز گرفتاری برای آنکولوژیستهای فداکار پیش آمده و حالا من در غم این عزیز از دست رفته و این استاد بزرگوار باید بگریم و بگویم که ای داد از دست زمانه. واژه ‌ها به یاری ذهن نمی آیند، آنگاه که حجم اندوه راه نفس را می‌بندد و راهی نیست جز گریستن و گریستن! استاد عزیزم من و هزاران بیمار دیگر زندگیمان را مدیون شماییم و در فراقتان حیران و بی پناهیم. روحتان قرین رحمت باد.

Email
چاپ