دلنـــوشتــہ ای بـر واقعــہ عـاشورا

    نویسنده: کیومرث ترکاشوند

 

     واقعــہ عـاشـورای که اتفـاق تـاریخی در تقــویم قمــری نیســـت! که در یک زمان و مکان خاص اتفـاق افتـاده و امام حسیــن(ع) مظلومانه کشته شـده. عـاشـورا نمــاد آزادگی وآزاده زیستـن است و امام حسیـن (ع) پـرچمـدار این تفکر زیباست. که هــر روز در زنـدگی ما در جـریان جریان است. دشت کربلا وجــود خــود ماست و در باور و پنــدار ما، حسین (ع) و یـزیدی پنهان زنده انـد که هـر روز و در هـر جا در حـال نبـردنــد. حال اگــر روزمان را با دروغ، خیانت، عهـد شکنی، دزدی، هتک حرمت افـراد و دوستـان و آشنایان، حق الناس، حقی را له کردن و قوانین اخلاقی را زیر پا نهـادن شــروع کردیم. حسین (ع) را سـر بـریده ایم. و اگر یک کار خوب و انسان دوستانه، انجام نــدادیم. حســین (ع)را تشنــہ نگـه داشتــہ ایم. و ای کاش در کنار عـزاداری و به سـوگ نشستن برای امام حسین (ع) و یارانش و بـر طبل و سنج خالی از حقیت واقعـہ عاشورا کوبیـدن! با رفتار و پنـدار نیک، و عشــق ورزیـدن به همـدیگــر، و آرزوی صلح و دوستی برای جهانیان و در یک کلام با التـزام به “انسـانیت” امام حسیـن ‌(ع) درونمـان را سیـــرآب کرده و بـه نــدای؛ «هل من ناصرإ ینـصرنی» وی  لبیک بگــوییم.