تاریخ معلم انسانهاست

    نویسنده: کیومرث ترکاشوند

 نلسون ماندلا مبارز سیاسی آفریقای جنوبی بعد از ۲۷ سال که در زندان بود آزاد شد و در بدو آزادی از زندان برای مردم سیاه پوست خودش سخنرانی کرد و گفت:

-ای مردم، چه کسی بیشتر از همه زندان بوده؟ جمعیت سیاه همه یک‌ صدا فریاد زدند:  

-نلسون، نلسون ماندلا.

– ای مردم!

چه کسی بیشتر از همه کتک خورد؟

– نلسون ، نلسون

– چه‌کسی بیشتر تحقیر شد؟

– نلسون، نلسون

– ای مردم! چه کسی بیشتر انفرادی و تنهایی کشید؟

– نلسون، نلسون

حالا دیگر سکوت همه میدان را گرفته بود.

نلسون چه می‌خواهد بگوید!؟

نلسون نگاهی به انتهای جمعیت انداخت ، جمعیتی که سیاه سیاه بود، یک سفید بین‌شان نبود و همه پر از هیجان، پر از انرژی، پر از نیاز به “فرمان حمله و انتقام ده‌ها سال تحقیر”!

 گفت ای مردم، من بخشیدم. من همه را بخشیدم، شما هم ببخشید. ما می‌خواهیم زندگی کنیم، می‌خواهیم پیشرفت کنیم، می‌خواهیم الگوی فرزندان‌مان باشیم، می‌خواهیم آینده را بسازیم. ما فرصتی برای کینه‌ ورزی نداریم! ما برادری می‌خواهیم، با همان سفیدهایی که ما را انسان نمی‌دانستند. ما بزرگیم، ما پاسخ‌مان به آنها محبت است، ما پاسخ‌مان کنار هم ایستادن است. چون ما بزرگیم. آن روز سیاهان رقصیدند، آن روز سیاهان کینه‌ها را دور ریختند، آن روز سیاهان مردی را شناختند که خیلی بزرگ بود. مردی که حرف‌های نو داشت. رهبری که دنیا را به شگفتی وا داشت. رهبری که بزرگی را می‌شناخت و با نفرت؛ با دشمنی و تکبر میانه‌ای نداشت. “نلسون ماندلا” برای همیشه در تاریخ ماند. نه پوزه‌ای را به خاک مالید. نه مشتش را بی‌ جهت گره کرد. نه خشم گرفت. نه دستور انتقام داد. او انسانیت را به جهان نشان داد. نلسون ماندلا برای همیشه زنده ماند.