طبیعت خـانه دوم من

   نویسنده: کیومرث ترکاشوند

 

      من در کلاس آمـوزش پرواز آموخته ام که با پرتاب زباله از خودرو روحم آزرده می شود. وقتی جاده ها و گذرگاهای کوهستانی در دل جنگل را پوشیده از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی می بینم. قلبم می ایستـد!

      طبیعت برای من قابل احترام است و حیات تمام جانداران ریز و بزرگ در میان کوه ها و جنگلها را محترم می شمارم و سعی خواهم کرد که حتی جان یک مورچه را هم نگیرم، آنها در خانه ی خود هستند. این من هستم که به حریم آنها رفته و خلوتشان را به هم زده ام! پس همیشه حفظ جان و تغـذیه آنها باید در اولویت باشد و اگر قرار است برای رسیدن به قله کوه لانه ی بلدرچینی را خراب کنم، از رفتن صرف نظر خواهم کرد. من از دیدن آواز پرندگان و رقص زیبای آنها در آسمان غـرق لذت می شوم و از صحنه غـذا دادن یک سهره به جوجه هایش به وجد می آیم و خالقم را ستایس میکنم. ️من از شکار حیوانات بیـزارم، و از نسل حیوانات کمیاب محافظت خواهم کرد. من نیازی به گوشت کبک و قوچ نـدارم و جان کندن یک حیوان قلبم را جریحه دار خواهـد کرد. من آواز قناری و مرغان زیبا را در لابلای شاخ و برگ درختان دوست دارم و از دیدن آنهـا در قفس چشمانم را می بنــدم. خالق او را مانند من آزاد، آفریده است و خوب میدانم که کوهنوردی حرمت دارد. کوه برای ما مقدسه…وجب به وجب کوه را باید بوسـید…کوهنـوردی شیوه ای براِی پر کردن اوقات بیکاری و کم کردن وزن و…تیکاف نیست، کوهنوردی شیوه ی زنــدگیست! من جدا از اینکه یک ورزشکارم،”انسانم” و انسانیت را پاس میـدارم.