پست مدرنیسم و فمنیسم

   نویسنده: مصطفی ملکیان

 

       شما آیا کتابهای روان شناسی عامه پسند را خوانده اید؟ کتاب جان گری را خوانده اید از باب مثال زنان ونوسی و مردان مریخی را،  البته سطح بحث ما خیلی عمیق تر از اینهاست؛ ولی می خواهم بگویم نمونه خیلی ساده اش را در همین کتابهای جان گری در هر چند کتابی که نوشته است می بینید. او هم می خواهد همین را بگوید که زنان از ونوس آمده اند و مردان از کره مریخ آمده اند و معنایش این است که اصلاً دو نوع موجود هستند و این هم که اینقدر با هم مشکل دارند بخاطر این است که فکر می کنند یک نوع موجودند. خود این نکته بسیار مهم است. گاهی وقتها اختلاف من و شما ناشی از این است که خودمان را بی اختلاف می دانیم. خیلی وقتها من و شما با هم اختلاف پیدا می کنیم به این دلیل که فکر میکنیم با هم اختلاف نداریم. جان گری در واقع در این کتاب نظرش این است که اگر مردان می دانستند که زنان از ونوس آمده اند، نه از مریخ و اگر زنان می دانستند که مردان از مریخ آمده اند نه از ونوس؛ یعنی اگر می دانستند که با هم اختلاف دارند، اختلاف پیدا نمی کردند، حالا من از این تعبیر فرودین او نمی خواهم دفاع کنم اما همه مسلک های سنتی این را قائل بودند، همه معتقد بودند مرد با زن فرق می کند. شما نباید فکر کنید که طور بیان کردنش تفاوت در ماهیت قضیه دارد. حالا شما در دین خودتان می گویید که آنها عقلشان بیشتر است، آنها عاطفه شان بیشتر است، فرق نمی کند. اگر عکس قضیه را هم می گفتید همین بود. اگر می گفتید زنها عقلشان بیشتر است. مردها عاطفشان بیشتر است، باز هم همین بود. اصل قضیه این است که یکسری چیزها ثابت نیست. بعضی در زنها هست و بعضی در مردها نیست و برخی چیز های ثابت در مردها هست که در زنها نیست، حالا آن چیز ثابت را سر فهرست آن بحث کنیم و نزاع کنیم، داستان دوم است. نزاع صغروی است به قول علمای گذشته، در این صورت نزاع کبروی نداشته ایم.

     الآن هم خیلی از بحثهایی که به نظر من در ایران صورت می گیرد با اینکه ظاهر فمینیستی دارد، ولی در فمنیسمش عمیق نیست، من در مصاحبه ای هم در یک مجله زنان عرض کردم بحث فمنیسم در ایران ما و در بعضی از کشورهای مشابه ما به نظر من عمیق نیست. چون آن متفکر فمنیست بحث خود را در یک سطحی طرح می کند که این سطح مخرب است، او برای خودش می گوید و شما می گویید ما زنها عقلمان کمتر از عاطفه مان است، عاطفه مان بیشتر از عقلمان است. شما مردان عقلتان بیشتر از عاطفه تان است و عاطفه تان کمتر از عقلتان است. نخیر ما زنان هم، عقلمان کم از عاطفه مان نیست، گویا مسئله بر سر فهرست است، نه اصلاً بحث بر سر این نیست. بحث است که اگر شما یک پست مدرنیسم جدی باشید معتقدید که حتی اگر در پنج هزار سال گذشته در صد هزار سال گذشته هم زنان ویژگیهای ثابت مشترکی داشتند که در مردان نبوده و مردان ویژگیهای ثابت مشترکی داشتند که در زنان نبوده، این وضع، وضع مداوم و پایدار نخواهد بود. زنان از اول زن نبوده اند، تاریخ زنان را زن کرده است. مردان هم از اول مرد نبوده اند، تاریخ مردان را مرد کرده است. این طور نیست که بگوییم دو موجود بودند و از اول یکسری تفاوتهای ماهوی با هم داشتند و این هم که سیر تاریخی شان با هم متفاوت بوده، بخاطر تفاوتهایشان بوده؛ نه بر عکس. یک تطوراتی رخ داد، این تطورات زنان را زن کرد و مردان را مرد کرد. یعنی به زنان ویژگی هایی داد که در مردان نیست، و به مردان هم ویژگی هایی داد که در زنان نیست. ولی باز تاریخ به سیر خود ادامه خواهد داد. فردا ممکن است این ویژگی ها را از زنان بگیرد و بدهد به مردان و آن ویژگی را از مردان بگیرد، به زنان بدهد، چیز ثابتی وجود ندارد.