مردی که نتونه بازیگر بشه منتقد میشه!

   نویسنده: سجاد کرمی نامیوندی – قسمت اول

 

      لذت تماشای سریال‌ های عامه‌ پسند مانند نون. خ. یا پایتخت این است که بیننده می‌ تواند دنیای تخیلی این سریال‌ ها را به سرعت با زندگی روزمره‌ اش مرتبط سازد، و راهی برای برقراری ارتباط و تعامل با دیگران را فراهم کند، به عنوان مثال در جمع اعضای خانواده یا دوستان خود در مورد سکانس‌ های مختلف فیلم صحبت می‌ کند. در حقیقت، بینندگان معمولاً از سریال‌ های داستانی و عامه‌ پسند همچون وسیله‌ ای برای صحبت کردن در مورد زندگی خود استفاده می‌ کنند. نمونه این وضعیت را در صحبت‌ های اشخاصی می‌ توان دید که راجع به مشکلات یک شخصیت داستانی خاص (مانند شخصیت نقی در پایتخت یا نورالدین در  نون. خ.) در روابطش با سایر شخصیت‌ ها با یکدیگر حرف می‌ زنند، اما این گفتگو بلافاصله تبدیل می‌شود به بهانه و زمینه‌ای برای پرده برداشتن از مشکلات واقعیِ گفت‌وگو کنندگان در روابطِ  واقعیشان با دیگران که صحبت از آن در حالت عادی برایشان سخت است! 

      به تعبیر ژاک لاکان رسانه به مثابه یک اُبژه، جایگزین اُبژه اصلی از دست رفته مخاطبان (رَحِمِ مادر) شده‌ است. رسانه از طریق درگیر کردن ناخودآگاه (مباحث مربوط به روانکاوی) این فقدان را جبران می‌ کند. به عبارتی رسانه‌ ها در حکم نوعی بازی عجیب و غریب، شکاف بین امر خیالی و واقعی مدنظر لاکان (که برگرفته از تلفیق دیدگاه فروید و شکل‌ گیری سوژه در زبان است) را پر می‌ کنند. از نکات مثبت سریال نون. خ. با توجه به مسئولیت اجتماعی رسانه‌ ها توجه به مسائل مهمی مانند همسر یابی اینترنتی و سایت‌ های ازدواج صوری است. به قول بزرگ‌ مردِ سینمای ایران مرحوم عباس کیارستمی (زاده ۱ تیرماه ۱۳۱۹ تهران- درگذشته ۱۴ تیر ۱۳۹۵ پاریس) وظیفه یک فیلمساز نشان دادن مشکلات و معضلات اجتماعی است و از آن بعد نیازمند کمک و همکاری جامعه‌ شناسان و روانشناسان است که معضل شناسایی شده را حل کنند.