از گیشین تا هلیل

   نویسنده: مهندس حسن اشرف گنجوئی-کارشناس رسمی و محقق تأمین آب

 

   منتظر همت مدعیان حفاظت و حراست از تأمین آب استان هستیم!

       روستای گیشین مشرف به روستای ده بالا و در مسیر جاده خاکی ده بالا- کوهپایه بیست کیلومتری شهر کرمان، در منطقه ای کوهستانی واقع شده است.  اهالی این روستا به بهترین شکلی در این منطقه مشغول به کار و گذران زندگی بودند. مناطق کوهستانی مرتفع اطراف روستا از خیر و برکت ویژه ای برایمان برخوردار بودند. دامداری، گاوداری، مرغداری، کشت و کارهای باغی و زراعی به زندگیمان رونق عالی داده و می داد. قناتی داشتیم که مادرچاه آن در دامنه کوهستان و مسیر کوره قنات سرتاسر بخش تران و تولید آب می نمود. بیش از پنجاه لیتر در ثانیه آب داشتیم و کار کشاورزیمان بسیار پررونق، رفت و آمدهای شهری بواسطه آب و هوای خوب خصوصاً در تابستان به این آبادی جلوه بیشتری می داد. همینکه محصولاتمان را خوب خرید می کردند، شور و شوق کارکردن در همه مردم محل بیشتر و بیشتر می شد. کم کم متوجه شدیم که مقدار آب قنات کم می شود، پیران و مردان  با تجربه گیشینی داخل قنات رفتند و متوجه شدند که بعضی از چاه های میله ای همراه با قسمت هایی از بخش تران قنات ریزش نموده و راه آب را مسدود نموده است. خیلی تلاش کردند که با روش های سنتی که از پیشینیان یادگرفته بودند کار کنند و آبدهی قنات را افزایش دهند. متأسفانه کاری از پیش نبردند، با کم شدن آب قنات روز به روز رونق زندگی در روستا هم کمتر و کمتر شد تا اینکه اکثریت روستائیان به حاشیه شهر پناه بردند. کشاورزی، دامداری، مرغداری، و همه اموراتی که به گیشین جلوه داده بود، همه و همه بر باد رفتند. وقتیکه گذر زمان را در محلمان مرور می کنم به شدت متأسف می شوم. چطور ممکن است با همه تبلیغاتی که شب و روز از رادیو و تلویزیون برای کمک به روستاها، احیاء و مرمت قنوات می شنوم. مسئولین استان کرمان تا این حد نسبت به قنات ما بی تفاوت بمانند که اهالی را مجبور به ترک روستا و به اصطلاح مهاجرت نمایند. وقتی که خیلی دلتنگ می شوم، بالای سر مادر چاه قناتمان میروم، به این فکر می کنم که چقدر باشعور و درایت بودند اجدادم که این محل را پیدا کردن و اولین  چاه گمانه را در صدها سال قبل حفر نمودند، چطور مسیر کوره قنات را تعیین و چاه های میله ای را حفر نمودند، وسیله عمران و آبادی در این منطقه که گیشین نام گرفت شدند، در آن عصر و زمانه هیچگونه امکاناتی هم نداشتند ولی چقدر جرأت و شهامت داشتند. با همه محدودیت های موجود زمان خود، راهی برای تأمین آب و یا راه افتادن زندگی امثال ما هموار نمودند. ولی امروزه با همه امکاناتی که سراغ دارم و می شناسم،  کار حفاظت و نگهداری از قناتمان تا آنجا به بی تفاوتی و سهل انگاری کشیده شده که زندگی در روستا را متلاشی و به بن بست رساند. براستی همینطور باید باشد؟ یا احتمال توجه پیدا کردن به قنات و برگشت رونق در روستایمان احیاء میشود؟ مسئله ای است که بطور مستمر به آن فکر می کنم و منتظر مانده ام.