شهروند عادی و دادگاه طبری

    نویسنده: سهند ایرانمهر

 

 

       امروز نخستین جلسه دادگاه اکبر طبری، معاون اجرایی سابق حوزه ریاست قوه‌ قضائیه، برگزار شده است. در این جلسه نماینده دادستان با قرائت کیفر خواست متهمان را به “تشکیل شبکه چند نفری در ارتشاء” متهم کرد. دست کم چهار نفر از متهمان این پرونده حسن نجفی (متهم ردیف دوم)، مصطفی نیاز آذری (متهم ردیف پنجم)، محمد انوشه (متهم ردیف هفتم) و غلامرضا منصوری (متهم ردیف نهم) در خارج از ایران به سر می‌ برند و به گفته دادستانی متواری ‌اند؛ و دستکم چهار تن از دیگر متهمان این پرونده با قرار وثیقه آزاد هستند از جمله رسول دانیال زاده، متهم ردیف چهارم که چند ماه پیش بازگشتش به ایران خبرساز شده بود و بیژن قاسم‌ زاده، بازپرس پیشین دادسرای رسانه. این پرونده ۲۲ متهم دارد از جمله بیژن قاسم ‌زاده، بازپرس سابق دادسرای رسانه. او به عنوان بازپرس قبلاً حکم فیلتر تلگرام  را صادر کرده بود.

     دادگاه طبری مورد توجه سایت ها و کانال ها قرار گرفته است و برخی که به منابع رسمی نزدیکترند یا با عنوان ” عدالتخواه” مدعی بذل اهتمام به مسئله نابرابری و حق‌کشی هستند نیز با افتخار از این دادگاه سخن گفته‌ اند. در یکی از این سایت‌ها درباره طبری خواندم: “اتاق طبری نزدیک دفتر رئیس قوه بود و چنان نفوذی داشت که طبق یک قانون نانوشته، حرف او در حکم دستور رئیس قوه بود”. پرسشی که در اینجا مطرح می شود آن است که چه عاملی باعث می شود، طبری و امثال آن تنها وقتی که از دایره محاسبات قدرت برکنار می مانند اینگونه بی دفاع شوند و در برابر دادگاه، زانوی ادب بزنند؟ آیا آن هنگام که طبری آنچنان قدرت و مکتب و مصطبه ای داشت که به قول همین آقایان، حکمش هم شأن حکم رئیس قوه بود، فی المثل یک روزنامه نگار یا رسانه مستقل را یارای انداختن ذره بین بررسی یا گرداندن قلم نقد و پرسشگری درباره فردی چون طبری بود؟ آیا به پای میز محاکمه کشیدن طبری محصول ساز و کار طبیعی قدرت شفاف و پاسخگو و جامعه پرسشگر است یا چیزی مرتبط با رقابت های اهل قدرت و نامه نگاری هایی تند و به عالم سمر شده، علمای اعلام به یکدیگر؟

       محاکمه مهره تمام شده که میراث قدرت و حلقه ای تمام شده در قوه بوده است، حاوی پیام دو طرف معرکه به یکدیگر است یا تلنگری تکان دهنده به همه گونه مفسد؟ مخاطبی که باید اطمینان و آرامش یابد من شهروند در حاشیه مانده ام یا بازیگران جدید متن ماجرا؟ آدم های قدرتمند بعد از طبری که یقیناً اکنون بواسطه قدرتشان همانند دوران طبری، نمیتوان به سراغشان رفت و به نقد و بررسی شان نشست، چه وجه تمایزی با طبری قبل از ارتکاب فساد دارند؟ منزه ترند؟ صیقلی ترند یا معصوم‌ تر؟ اگر محاکمه قاسم زاده محصول طبع مدنی و قانون مدار جامعه و قدرت است و اگر بواسطه اقدامی خلاف مصلحت مردم عادی، چرا همین فرآیند قادر به تغییر تصمیم او برای فیلتر تلگرامی که اکثریت مردم از ان استفاده میکردند، نبود؟

        طرف شادمان از محاکمه طبری منِ شهروند عادی و بی دفاع و برکنار از مزایای خاص نیستم، منِ شهروند تنها زمانی از محاکمه طبری خشنود می شوم که نور روشنگری که بر اعمال تاریک امثال او افتاده است از چراغ من باشد، چراغی که سوختش قدرت پرسش و بررسی و نقد انواع قدرت باشد. منِ شهروند عادی اما مستظهر به حمایت قانون در بیان اعتراض و نقد و پرسش، نه تماشاگر منفعل تخت بند شدن  یکی که زمانی قدرت داشت و بعد خودِ قدرت یقه اش کرد و حالا من شهروند بی دفاع و هیچ کاره همان قدر زبانم و توانم در برابر جایگزین طبری، الکن و اندک است که زمان قدرت داشتن طبری بود، بنابراین شادمانی چنین دادگاه هایی وقتی میان همه آحاد ملت توزیع و ذیل فرایند اجرای عدالت قرار میگیرد که ماحصل توان مدنی جامعه مدنی و پرسشگر و توانمند و شفافیت خواه باشد و تمامی اجزای قدرت از هیبت آن بیمناک باشند نه تنها بخش تمام شده و از متن به حاشیه رانده شده قدرت!