عقده زیست لاکچری

   نویسنده: فرهاد قنبری

 

         در یک دهه‌ی اخیر به واسطه انقلابات مدام در عرصه ارتباطات، میل به شو آف و به نمایش گذاشتن زیست لاکچری توسط طبقه مرفه جامعه شکل جدیدی به خود گرفته است. ‌این طبقه با به نمایش درآوردن، سبک و استایل زندگیش را به عنوان الگویی برای دیگر طبقات اجتماعی ارائه و معرفی می‌کند. پوشیدن لباس‌های مارک دار، مسافرت به کشورهای دیگر و سواحل معروف، خرید خودروهای گران قیمت و لوکس و برپایی مهمانی‌های مجلل شیوه‌هایی از این نمایش متظاهرانه طبقات مرفه در شبکه‌های اجتماعی است. طبقه ثروتمند تا چندین دهه پیش امکان چندانی برای به نمایش گذاشتن سبک زندگی خود و فخر فروشی به دیگر طبقات را نداشت. در جهان ماقبل مدرن طبقات اجتماعی مختلف در جهان‌های کاملاً دور افتاده و متفاوتی زندگی می‌کردند، اما امروزه با نفوذ شبکه‌های اجتماعی فرزند فلان بی‌خانمان یا چوپانی در فلان روستای دور افتاده مرزی هم می‌تواند از خودرو و خانه و استایل زندگی فلان بازیگر سینما یا فلان ورزشکار ملی پوش آگاه شود. به نمایش گذاشته شدن زندگی لاکچری، آسیب روحی و روانی شدیدی را به سایر طبقات اجتماعی تحمیل می‌کند و  باعث ایجاد نفرت و عقده‌های اجتماعی، نارضایتی شدید از زندگی و جامعه، جدل‌های خانوادگی، گسترش بزه کاری، پول پرستی افراطی و امثالهم می‌شود. مواجهه‌ سایر طبقات اجتماعی با سبک زندگی لاکچری چندین شکل صورت می‌گیرد: بخشی از طبقه‌ متوسط و متوسط به بالا با تلاش فراوان و رنج خود ویرانگرانه‌ای سعی می‌کند از همه لحاظ با الگوهای رفتاری ارائه شده توسط طبقه مرفه همراه شده و در هر صورتی حتی بدلی و فیک از آن لذت‌ها و استایلی شبیه آن سبک زندگی (استفاده از مارک‌های تقلبی، سفر خارجی به کشورهای همسایه و کم هزینه، استفاده از لوازم آرایشی ارزان قیمت، اعمال جراحی زیبایی، خرید خودرو خارجی ارزان قیمت تر و … ) خود را ارضاء کرده و خود را هم‌ سطح با طبقه بالا جا بزند، اما آسیب جدی تر برای طبقات پایینی است که حتی توان تقلید و درآوردن ادای طبقات مرفه و زندگی لاکچری را ندارند. بسیاری از نوجوانان و جوانان طبقات پایین که غرق در فضای مجازی بوده و زندگی لاکچری سلبریتی‌ها را دنبال می‌کنند به عنصری عصبی، ضد اجتماعی و عقده‌ای تبدیل می‌شوند. افرادی که آگاهانه و ناخودآگاه حسرت چنین سبک زندگی را می‌خورند و گاهی هم در صدد آسیب زدن به این طبقات برمی‌آیند. امروزه (ممکن است) فرزند کارگری که شاید درآمد ماهیانه‌ اش کمتر از یک میلیون تومان است، تمام خودروهای لوکس خارجی را با مدل و سرعت و قدرت موتور بشناسد و با انواع و اقسام لذت‌های طبقه ثروتمند آشنا باشد. او با مشاهده سبک زندگی این طبقه در صفحات مجازی در حسرتی همیشگی به سر می‌برد. این مسئله در دراز مدت باعث شکل‌گیری دوگانگی آسیب زا می‌شود. فرزندان طبقات محروم، از یک سو در دنیای خیالی و آرمانی و زندگی در چنین دنیایی را تجربه می‌کند و از سوی دیگر با زندگی در شرایط واقعی و به دور از چنین امکانی مواجه می‌شود که در نهایت، سرخوردگی‌ ها و آسیب‌ های روانی بسیاری برای این کودک و نوجوان به همراه خواهند داشت.