تاریخ انتشار :

صنعت پورنوگرافی

   نویسنده: فرهاد قنبری

 

      ژان بودریار پورنوگرافی را به دو دلیل مقصر می‌دانست. اول، به خاطر دستکاری در سکس تا مبارزه طبقاتی را جدا نماید و دوم به خاطر، تباهی سکس با کالایی کردن آن. امروزه فضای مجازی و رسانه‌های تصویری پر از عکس‌ها و فیلم‌های پورن است. تبلیغات با وسواس و دقت بیشتری کمک ابزارهای رابطه جنسی از قبیل قرص‌ها، ژل‌ها و آلات مصنوعی و برقی را تبلیغ می‌کنند. شبکه‌های تلویزیونی پورن سال به سال در حال گسترش است و برخی پورن استارها به چهره‌های شناخته شده‌ جهانی (به ویژه در کشور ما) تبدیل می‌شوند. امروزه به همان میزان که به “سکس” پرداخته می‌شود “عشقبازی” به امری فراموش شده بدل می‌شود چرا که این سبک رابطه روز به روز از جای خود را به کالای “بدن خوش تراش” می‌دهد. امروزه داف و پلنگ و قیافه‌های دفورمه چهره‌های اینستاگرامی و کارداشیانیسم و فلان پورن استار، الگوی زنانه تبلیغ می‌شود، تا زنی که با پوشش و ظاهر بومی نقاط مختلف کشور یا زنی که نظامی در منظونه “لیلی و مجنون” تصویر می‌شود. امروزه “سکس” با پول و تبلیغات گره خورده است و سکس به صنعتی پول ساز و جذاب برای سرمایه‌داران اعم از صاحبان شبکه‌های تلویزیونی، بازیگران و عوامل فیلم‌ها، مجلات، مدهای سکسی، داروها و ابزارهای کمک جنسی تبدیل شده است.

      ژیژک می‌گوید: “عشق آن چیزی‌ست که سکس را به تجربه‌ای فراتر از خود ارضایی تبدیل می‌ کند. اگر عشقی نباشد، حتی وقتی با یارتان هستید، با او خود ارضایی می‌کنید”، اما آنچه در جهان رسانه‌ ای امروز مشاهده می‌ شود تبلیغ و جایگزینی “سکس کالایی” به جای عشقبازی است. در این دستگاه طویل و پول ساز حول سکس، “رابطه جنسی” نه یک رابطه انسانی از روی عشق و علاقه بلکه سایش و اصطکاک تن‌ های ورزیده و اندام‌ های برجسته و مصنوعی بر روی یکدیگر القاء می‌ شود. در دنیای کالایی شده، عشقبازی به “فاک” تقلیل یافته و رابطه‌ جنسی از درون بی‌ معنا و تهی شده است. امروزه در فیلم‌ های هرزه‌ نگاری با افرادی مواجه‌ ایم که مقابل دوربین ادای لذت بردن در می‌ آورند اما در نهایت کرختی و ملال ایام خود را سپری می‌ کنند و با روح و جسمی خسته محل کار را ترک می‌ کنند. طبق آمارها، خودکشی در میان بازیگران پورن بیشتر از متوسط جامعه است. در جهان ما نه تنها منعی برای روابط متعدد جنسی وجود ندارد، بلکه “بدن سکسی” با تمام قدرت در رسانه‌ ها تبلیغ می‌ شود و افراد را به لذت بردن بیشتر فرا می‌ خواند. آنچه در این بازار کالایی شده قربانی می‌ شود، “عشق ورزیدن و عشقبازی ” فراسوی جذابیت‌ ها و برجستگی‌ های جسم و تن است.  امروزه  صنعت  هرزه نگاری به کارخانه‌ ای بدل شده است که محصول تولیدی آن بدن‌ های ورزیده با آرایش‌ های غلیظ و عمل‌ های جراحی فراوان است که چیزی شبیه ربات‌ های تولید شده در کارگاه، خالی از هر روح و علایق انسانی را تداعی می‌ کند.