تأثیر رنگ بر معماری داخلی

    نویسندگان: میترا ایاز، کارشناس دکوراسیون و زهرا رستمی، مهندس معماری

    

 

        معماری داخلی، مجموعه دانش، فن و هنری است که با عناصر وابسته و مرتبط از قبیل: فرم، رنگ، بافت سعی در بهینه سازی فضاها و دستیابی به کارآیی و کارکرد مناسب در کنار زیبایی معانی و معناها دارد. هدف معماری داخلی، بهبود عملکرد فیزیکی و روانی فضا برای راحت سازی زندگی در آن است. رنگها می توانند به شیوه های مختلف، تأثیرهایی بنیادین در زندگی بر جای گذارند و هر کدام به سبب ویژگی های شیمیایی و روانشناسانه ای که دارا هستند، منبع مهمی از انرژی، به شمار می روند. انتخاب رنگ در معماری داخلی رویکردهای مختلفی را در طراحی ایجاد می کند و بیشتر از هر عامل مستقل دیگری می تواند فضای کسالت بار و یکنواخت محیط داخل را به مکانی دلنشین و روح بخش مبدل سازد.

معماری داخلی، طیف گوناگونی از عناصر و مؤلفه ها از قبیل: فرم، نور، رنگ، بافت، کف، سقف، دیوار، عناصر کارکردی و تزئینی و مبلمان را در برمی گیرد. این عناصر ابزارهای کار طراح هستند و همگی باید به طور هماهنگ و متناسب در یک طرح مرتبط و خوشایند قرار گیرند.

طراحی داخلی، فرآیندی است که همزمان باید سویه های زیبا شناختی وعملکردی را سامان دهد. طراحی داخلی یک ساختمان، داستانی است که شخصیت اصلی آن خود انسان است. در این بین، حضور او در این فضا، چگونگی آن و ویژگی های فضایی که انسان در آن قرار می گیرد، می تواند تداعی کننده اصولی باشد که برخی از آنها عبارتند از :نور را دریاب؛ فرم را بشناس؛ فضا را احساس کن؛ بافت را لمس کن؛ شکل را بیازمای؛ رنگ را درهم  بیامیز؛ و حجم را بشناس.

عوامل مختلفی بر معماری تأثیر می گذارند که یکی از این عوامل رنگ است. تأثیر روانی رنگها در محیط، انکار ناپذیر است.  در معماری رنگ، تعریف های ویژه و جدیدی برای فضا ارائه می شود. آگاهی نداشتن از این مسئله تأثیرهای جبران ناپذیری درپی دارد به همین دلیل است که رنگ های به کاربرده شده در یک کتابخانه با یک زندان و یک مهدکودک تفاوت دارد؛ زیرا تعریف ها از فضا در این فضاها متفاوت است. رنگ بسته به زمینه های فرهنگی افراد، حس های متفاوتی را در افراد ایجاد می کند که اگر این مسئله در انتخاب رنگها مورد توجه قرار نگیرد، موجب بروز پریشانی و سردرگمی می شود. برخی رنگ را خاصیت بصری فرم دانسته اند. در حقیقت، عنصر فرم از طریق رنگ معنا می یابد. رنگ در طراحی داخلی، احساس آدمی را تحت تأثیر قرار می دهد و روی فرم تأکید می کند؛ ضمن آن که باعث حس مقیاس هم می شود. کاربرد رنگ از یک فضای داخلی به فضای دیگر فرق می کند. در کاربرد رنگ، توجه به ویژگی های روانی افراد ضرورت دارد. رنگها باعث ایجاد پاسخهای فیزیولوژیکی متفاوتی در فشار خون، ضربان قلب، سیستم تنفسی، گوارشی و دمای بدن می شوند.

همچنین، جهت گیری یک اتاق یا فضا، تأثیر زیادی بر کیفیت نور و درک افراد از رنگ محیط دارد. هر فضایی شکل مشخص و تناسب های خودش را دارد و طبیعتاْ رنگ متناسب با آن فضا را می طلبد. نادیده گرفتن ارتباط میان مجموعه های رنگی از اتاقی به اتاق دیگر، می تواند احساسی گسیخته در کل فضا ایجاد کند. در نظر گرفتن مجموعه رنگها به عنوان گذار از میان ترکیبی یکپارچه و واحد، باعث پیدایش محیطی یکدست با حسی از آرامش می شود .فرم فضا و رنگ آن، در ایجاد مفهوم و بیان حالت یکدیگر را تقویت می کنند. توجه داشته باشید که سه شکل اصلی مربع، مثلث، و دایره نیز مانند سه رنگ قرمز، زرد و آبی دارای ارزشهای مفهومی و بیان حالت هستند و هر کدام از رنگها در فضاهایی هندسی مختلف می توانند مفهوم های مختلفی را القاء کنند. در نهایت باید گفت که واکنش افراد و سلیقه آنان برای انتخاب رنگ، نه تنها در جوامع مختلف باهم تفاوت دارد، بلکه در بین گروه های مختلف یک جامعه نیز با هم فرق می کند.

رنگ در معماری با نقاشی متفاوت است و اولین دلیل آن این است که رنگ در معماری سه بعدی است .به علاوه، رنگ در معماری با تغییرات نور خورشید مواجه است و مهم تر از همه، مسائل مربوط به عمر مصالح به کار رفته و مقاومت و خواص آنها در برابر نور، آب و هوا، رطوبت و … در این ارتباط دخیل هستند. برای مثال، چوب با گذشت زمان به رنگ خاکستری و قهوه ای بر می گردد. نورو سایکولوژیست ها، ادعا می کنند که  حتی افراد کور رنگ دارای نوعی دریافت حسی اند که آنها را» کورت گلدستین «قادر می سازند رنگ را از طریق پوستشان حس کنند. گفتنی است، حدود ۸ درصد  مردان و ۱ درصد زنان دارای اختلال بینایی هستند که به عنوان کور رنگی شناخته می شود.