گلهایی که در جهنم می رویند!

    نویسنده: دکتر فاطمه مهسا کارآموزیان

چگونـه مشـکلات کودکانـی کـه در خانواده هایـی بـا والدیـن معتـاد بـه دنیـا می‌‌آینـد، درک کنیـم؟ غم انگیز اسـت کـه دوران کودکـی کـه پایـه و اسـاس کل زندگـی بـر روی آن سـاخته میشـود؛ بــرای یــک کـودک تجربــه آزار فیزیکــی، کلامـی و عاطفــی از ســوی پــدر و مــادر معتــاد باشــد. زنــدگی کردن در خانــه ای کــه خالــی از عشـق پـدر و مـادر سـالم باشد، دشــوار اســت. در یــک خانــواده نابســامان، کودکان اعتمــاد خــود را بــه والدیــن از دســت میدهنــد و تبدیــل بــه انســانهایی بدبیــن و شکاک میشــوند. متأسـفانه، گاهـی اوقـات بـرای یـک فـرد معتـاد تنهـا چیــزی کــه مهــم اســت؛ مــوادمخــدر اســت. کودکان والدیـن معتـاد در واقـع قربانیـان سوءاسـتفاده از مـواد مخـدر هســتند کــه ســبب ایجــاد پیامدهایــی ناگــوار در زندگــی آنهــا خواهــد شــد. کــودکان مــورد غفلــت قــرار می گیرند و معمــولاً در خانه هایــی بــا شــرایط نامناســب بهداشــتی زندگـی میکننـد. گاه شـرایط طـوری اسـت کـه کـودکان نــزد ســایر اعضــای خانــواده و یــا نــزد دوســتان نگهــداری می شــوند. تحمــل ایــن شــرایط بــرای جســم کوچــک کــودک دشــوار اســت. وجود ایــن شــرایط میتوانــد سـبب ایجـاد مشـکلات روانـی حـاد در کـودکان شـود کـه در آخریـن مرحلـه موجـب رو آوردن آنـان بـه خودکشـی یــا اعتیــاد میگــردد. دکتــر «تیــم کرمــاک»، یکــی از متخصصیــن ایــن حــوزه میگویــد: “کودکانــی کــه در خانــه بــا والدیــن معتــاد زندگــی میکننــد، علائم روحــی و روانــی آنــان بیانگــر نوعــی اختــلال «اســترس پــس از ســانحه» میباشــد. شایان ذکر است که این نوع اختلال ابتدا در سـربازان جنـگ ویتنـام تشـخیص داده شـد. کودک هنگام زندگی با والدین معتاد خشونتهای ترسناکی را تجربه می کند. کمبـود محبت در ایـن کـودکان مشـهود اسـت. بـا وجـود ایـن شــرایط جــای تعجــب نــدارد کــه ایــن کــودکان هشــت برابـر بیشـتر از سـایرین در بزرگسـالی بـه اعتیـاد مبتـلا شـوند و همچنیـن، وقتـی فـردی معتـاد باشـد ایـن احتمـال کـه بـا فـردی معتـاد ازدواج کنـد، بیشـتر اسـت و لـذا ایـن چرخـه تکــرار میشــود. کـودکان در ایـن شـرایط دچـار تناقضاتـی از ایـن قبیـل میشــوند:

  • حدس زدن طبیعی است.
  • به سختی میتوان لذت برد.
  • خود را بیرحمانه قضاوت میکنند.
  • در روابط عاطفی مشکل دارند.
  • احساس میکنند از سایرین متفاوت هستند.
  • تمایل به بی احتیاطی دارند.
  • یــا افــرادی فوق العــاده مســئول میشــوند یــا فوق العــاده غیــر مســئول.
  • بشدت دنبال تأیید هستند.
  • مبتلا به اضطراب مزمن هستند.
  • فاقد انضباط فردی هستند.
  • کــودک می تواند به یــک دروغگــوی حرفــه ای تبدیــل شود.
  • کودک به شخصیت خودش احترام نمیگذارد.
  • کــودک نســبت بــه مســئولین خــودش بی اعتمــاد اســت.
  • کودک اعتماد بنفس پایینی دارد.

مداخلــه زودهنــگام بــه طــور قابــل توجهــی میتوانــد اثـرات زندگـی بـا والدیـن معتـاد را کاهـش دهـد. در ایــن راه مــددکاران اجتماعــی میتوانند بــا ارائــه عشــق و محبــت بــه ایــن کــودکان، کمبودهــای خانــواده های ناکارآمــد را جبــران کننــد. اولیــن نیـاز بـرای ایـن کـودکان ایـن اسـت کـه یـاد بگیرنـد کـه آنهــا تنهــا بچــه ای معمولی هستند و تنها تــلاش میکردنــد تــا بـا یـک محیـط بسـیار اسـترس زا مقابلـه کننـد. آنهـا بایـد بداننـد کـه خانـه بـا وجـود والدیـن معتـاد، خانــه ای طبیعــی نیســت، ولــی آنهــا بچه هایــی طبیعــی هسـتند. بزرگتریـن مشـکل ایـن کـودکان عـدم اعتمـاد بـه ســایرین اســت و بــرای جلــب اعتمــاد آنــان بایــد به آنها فرصــت داد. گفتگو درباره مسائل و مشکلات خانواده با ایــن کــودکان بســیار مشــکل است، زیــرا به آنهــا یاد داده اند تا حافــظ اســرار خانــواده باشــند. صحبــت کــردن در مـورد مشـکلات خانـه ایـن احسـاس را در کـودکان بوجـود مــی آورد کــه آنهــا بــه خانــواده خــود خیانــت کرده انــد. این کودکان یاد گرفته اند تا بــرای زنــده مانــدن احساسـات خـود را سـرکوب کننـد. اغلـب اینگونـه خـود را توجیـه میکننـد کـه در برداشـت خـود اشـتباه کرده انـد و احساسـات آنهـا قابـل قبـول نیسـت، بنابرایـن افـرادی کـه بـا ایـن کـودکان کار میکننـد، بایـد بـه آنهـا بگوینـد کـه احساسـات آنهـا امـری مقبول اسـت و آنهـا نباید احساسـات خــود را رد کننــد. ایــن کــودکان نیــاز دارنــد تــا بیاموزنــد چگونـه از زندگـی لـذت ببرنـد. باید آنها را با مذهب انس داد  تـا متوجـه عشـق خداونـد بـه خودشـان شـوند. در مـورد صداقـت و راسـتی و پـاداش آن، بـا آنهـا صحبـت شـود. این گروه از کــودکان اغلــب احســاس میکننــد کــه بــه دلیــل شـرایط پـدر و مـادرشان مـورد سـرزنش قـرار میگیرنـد و بــه دلیــل عــدم توانایــی جهــت تغییــر شــرایط والدیــن احســاس گنــاه میکننــد. طــی رویــه درمــان ایــن فرصــت بــرای کــودک مهیــا میشــود تــا او یــک هــم صحبــت خـوب داشـته باشـد تـا بتوانـد احساسـات و عواطـف خـود را بـروز دهـد. بایسـتی محیطـی بـرای ایـن کـودکانبه گونه ای فراهـم شــود تــا آنهــا یــاد بگیرنــد کــه صرفــاً یــک کودک هســتند. گاهــی اوقــات کــودک میتوانــد نقــش یــک مــادر را بــه خوبــی ایفــا کنــد، در حالــی کــه بلــد نیســت از شــادی و آزادی دوران کودکــی خــود لــذت ببــرد. کــودکان حیــن درمـان یـاد میگیرنـد کـه داشـتن یـک پـدر و مـادر معتـاد تقصیــر آنهــا نیســت. کــودک به مــرور می آمــوزد کــه چگونـه درد و خشـم خـود را کنتـرل کنـد. طی پروسه درمـان کــودک ایــن اجــازه را دارد کــه بــدون تــرس و نگرانــی از دیگـران انتقـاد نمایـد. از آنجـا کـه کـودکان نمیتواننـد ماننــد یــک بزرگســال بــا یــک مشــاور صحبــت کننــد، لــذا درمانگــر متناســب بــا ســن کــودک راه مناســبی را در پیـش میگیـرد. کمـک بـه ایـن کـودکان بایـد بـا عشـق و محبـت انجـام گیـرد. برنامه هــای درمانــی بایســتی بــه ایجــاد اعتمــاد بنفــس در کــودک کمــک کنــد تــا بــه آنهــا در درک و حــل شــرایط دشــوار کمــک شود. کـودکان بـه مثابـه پایه هـای یـک جامعـه میباشـند. درک صحیـح از آنهـا و کمـک بـه آنهـا در هـر شـرایطی، بــه بهبــود وضعیــت آنــان و آینــده جامعــه؛ می انجامــد. بـا هرچـه کـه در تـوان داریـم، بـه کمـک آنهـا بیاییـم تـا آینــده ای زیبــا بــرای فرزنــدان و ســرزمینمان رقــم بزنیــم. مـا مسـئول سرنوشـت کـودکان ایــران زمیــن هســتیم. به کودکانی که والدین معتاد دارند کمک کنیم.